الشيخ فاضل اللنكراني - الشيخ شهاب الدين الإشراقي
42
حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى)
نمىبايست ، به خلافت برمىگزيدند . و از آن جا كه امامت در حقيقت رهبرى عقل آدمى است ؛ يعنى همان گوهرى كه قوام انسان به آن است : دِعامَةُ الانسَانِ العَقل » ، « 1 » و باروَر ساختنِ آن در جهت « عبوديّت » و جوار قرب ازلى است و در نهايت ، سعادت جاودانه اوست ، دفاع از آن ، دفاع از انسانيّتِ انسان است ، نه دفاع از شخص امام على بن ابىطالب عليه السلام و امامان ديگر عليهم السلام ! شيعيان بر اين باورند كه اگر در آرمان شهرِ ( / مدينهء فاضلهء ) افلاطون ، « فيلسوفان حاكماناند و حاكمان فيلسوف » ؛ يعنى رهبرى جامعه را فيلسوفان بر عهده دارند و جامعه ، حكيمانه تدبير مىشود ؛ در آرمان شهر اسلامى ، به تعبير ديگر ، در مدينه فاضله نبوى ( / مدينة النّبى ) نيز ، بنا به ديدگاهِ شيعيان ، نخست نبىّ صلى الله عليه و آله و سپس جانشين و جانشينانِ وى ، ادارهء امور مردم را بر عهده دارند . و چون نهادِ امامت از منظر شيعيان ، صرفاً ، يك نهاد سياسى نيست ، و از سويى جهان را نيز ، جاى درنگِ آدمى نمىدانند ، بر اين باورند كه رهبرى مدينهء فاضلهء نَبَوى ؛ هم رهبرى امور دنيوى است ، و هم رهبرى امور اخروى . و از اين روست ، كه امامت را از اصول دين ( / يكى از اصول پنجگانه مذهبِ تشيّع ) مىدانند ، و بر آناند كه جانشين حضرت محمّد صلى الله عليه و آله پسر عموىِ آن حضرت ، امام على بن ابى طالب عليه السلام است و هم ، از قبيلهء قريش است و هم ، برترينِ امّت است و هم ، معصوم و از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله برگزيده شده است . و از گزينشى كه به امر خداوند و بر پايهء خصائص برتر صورت گرفته است ، به « نصّ » تعبير مىكنند . و بر اين باورند ، كه پس از پايانِ دورهء بعثت و رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله به جوار رحمت الهى ، على بن ابى طالب عليه السلام و يازده فرزند او - امامان دوازده گانه - به ترتيب به جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله مىرسند و ادارهء جامعهء اسلامى را بر عهده مىگيرند . آخرين
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 1 ، ص 90 .